سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
81
زبور آل داود ( فارسى )
عرض شاه صفى رسانيدند و تحريك و تحريض در تضييع اولاد ميرزا عيسى خان و خليفه سلطان نمودند كه اينها نيز وارث و شايستهء سلطنت مىباشند به خصوص اولاد عيسى خان كه به مزيد نسبت سببى قرابت نسبى ابا عن جد نيز با ايشان نيز هست و نيز قابليت و شايستگى آنها بيش از ديگران است از آنها مطمئن و خاطرجمع نمىتوان بودن . ( إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ ) اولى و انسب رفع و دفع ايشان است . از تكرار و اصرار ، شاه صفى را به آن امر شنيع واداشتند كه سه نفر بىگناه اولاد عمهء خود را كه زوجهء ميرزا عيسى خان بود مقتول و ميرزا سيد على و ميرزا ابراهيم دو نفر اولاد عمهء ديگر را كه زوجهء امير علاء الدين حسين مشهور به خليفه سلطان بود مكحول نمودند . چون ميرزا عيسى خان قرابت نسبى و سببى هر دو را داشت و پادشاه گيتى ستان شاه عباس را با ايشان شفقت بىپايان بود ، چنانچه از مضمون اين رقم كه به جهت محفّف نشستن ايشان در بزم همايون و رعايت ايشان كه مرد جسيمى بودهاند نشستن بزم سلطانى بر ايشان زحمت و مشقت نباشد عنايت فرمودهاند معلوم مىشود : سواد رقعهء شاه گيتى ستان « چون مطمح نظر خجسته اثر رفع تكلّفات ظاهرى و صفح رسوم عادت پرستان صورت است ، لهذا از غايت عنايت شاهنشاهى و نهايت مراحم ظل اللهى دربارهء سيادت و صفوت و ايالت پناه ، شوكت و حشمت و جلالت دستگاه [ ] للسيادة و النجابة و النصفة و الايالة و الإقبال عيسى خان قورچىباشى كه به دولت دوام ملازمت سرافراز و به مزيد اختصاص از عالميان ممتاز است مقرر فرموديم كه از تقييد رسوم و آداب ظاهر پرستان عريان گشته بىتكلّفانه در بزم همايون سر برهنه نشسته تكلّفات ظاهرى كه شيوهء نزديكان و محرمان است از خود دور دارد . بنابراين ، آدابدانان بزم شاهنشاهى مشار اليه را در ارتكاب رفع تكلّفات مرخص دانسته در عهده شناسند » .